تبليغاتX
یک قدم مانده تا ......

یک قدم مانده تا ......

دیدگاه های شخصی در مسائل روز زادگاهم میمه

عرض سلام و ادب دارم خدمت همه همشهريان عزيز

اميدوارم که سال خوبي را شروع کرده باشيد و لحظاتي سرشار از مهر  و محبت در انتظار شما و خانواده محترمتان باشد.

مستحضر هستيد در روزهاي مانده به ايام نوروز ، به دليلي در منزل ماندني شدم و از حضور در فولادمبارکه محروم ، اما درهمين زمان فرصت خوبي دست داد تا بيشتر و سريع تر پيگير برخي از کارهاي قنات هاي ميمه و وزوان باشم.

حضور در سازمان ميراث فرهنگي که به سمع شما خوانندگان رسيد. مذاکره با مديرکل و معاونين سرمايه گذاري و ميراث فرهنگي اين سازمان با مناقشاتي هم همراه بود که شايد در آينده راهگشاي برخي از فعاليتهاي ميراثي در بخش ميمه باشد.

چندمين حضور در سازمان ميراث فرهنگي همزمان شد با ديدار آقاي ذکاوتمند نماينده ميراث شهرستان در سازمان. با آقاي ذکاوتمند در حضور مديرکل و معاون ميراث فرهنگي همه داستان قناتهاي ميمه و وزوان به تفصيل گفته شد و دوستان هم قول دادند در بودجه سال 91 بخشي از اعتبار لازم براي مرمت اين دو قنات پيش بيني شود.

بحث بدنه سازي اين دو قنات بيشتر مورد تأکيد من بود و حداقل اين حسن را داشت که آقايان ميراث که تا آن روز ، خبري از حال و روز دو قنات « مزدآباد » و « بزرگ وزوان » نداشتند تا اندازه اي از شرح ماوقع مطلع شدند. البته قول همه نوع مساعدتي را هم دادند که صد البته « هزار وعده خوبان يکي وفا نکند » .

بر اساس مذاکرات انجام شده کار نامه نگاري با ميراث براي ارائه طرح توجيهي و ارسال نمونه هاي بدنه سازي هاي انجام شده بر روي قنات کشور عمان که تنها قنات به ثبت رسيده يونسکو است ، به بعد از تعطيلات نوروز موکول شد و در روزهاي پاياني سال گذشته با اصراري که به دفتر فرماندار محترم نيز داشتم ، لطف آقاي بابايي رييس دفتر ايشان توفيق حضور در کنار آقاي هاديزاده را هم حاصل کرد.

اقدامات انجام شده روي قناتهاي ميمه و وزوان ، موضوع اصلي بحثي بود که با فرماندار در ميان گذاشتم و از ايشان نيز درخواست داشتم تا برخي از بودجه هايي که به شهرستان داده ميشود را به جاي اينکه به اداره جهادکشاورزي شهرستان شارژ نمايند به ميراث فرهنگي منتقل نمايند تا بدنه سازي اين دو قنات آغاز شود. اگرچه آقاي فرماندار بر روي اين پيشنهاد کمي تفکر و شايد بشود گفت تأمل داشت اما به ظاهر با موضوع موافقت کرد.

بحث بر روي موزه مردم شناسي و افتتاحيه قريب الوقوع آن نيز که 7 سال به طول انجاميده نيز به ميان آمد. اگرچه آقاي فرماندار بخش ميمه را داراي پتانسيلهاي قوي دانستند اما استنباط شخصي من از بحث شهرستان شدن ميمه و از نقطه نظرات ايشان ، کمرنگ بودن شهرستان شدن را نشان ميداد.

تأکيد بر حمايت از فعاليتهاي مردمي صورت گرفته از سوي شوراي کشاورزي دو شهر ميمه و وزوان خواسته   اکيدي بود که من به نمايندگي از اين عزيزان با حضور در دفتر فرماندار به سمع و نظر ايشان رساندم.

مذاکره با آقاي فرماندار حداقل اين حسن را داشت که اگر قرار باشد در آينده نقدي بنويسم قبلا به قول قديميها گفتني ها را به ايشان گفته ام.

بگذريم ...

سال نو شد و من نيز به رسم هرساله در ميمه به ديد و بازديد دوستان و فاميل رسيدم. گرچه توفيق زيارت خيلي از عزيزانم نصيبم نشد، اما حضور در شهرداري و عرض خسته نباشيد به پرسنل خدوم شهرداري ديدار با شهردار ميمه را هم نصيبم کرد.

با آقاي شهردار صحبت بر سر اقدامات انجام گرفته پيش آمد و قرار شد خبري هم از اين اقدامات تهيه شود و من براي رسانه ها ارسال کنم که اين موضوع هم با پايان يافتن تعطيلات نوروزي انجام شد.

هفته گذشته 5 شنبه هم به رسم هرهفته از اصفهان به سمت ميمه به راه افتادم که با خروج از اصفهان شماره اي ناآشنا بر روي تلفن همراهم نقش بست.

در ابتداي مذاکره آقاي جبل عاملي خود را بازنشسته سازمان ميراث فرهنگي معرفي کرده و توضيحي خلاصه از دليل حضور خود در ميمه را به من گفته و خواستار شدند از نزديک ديداري با همديگر داشته باشيم و ايشان شهرداري را پيشنهاد دادند، به ميمه که رسيدم با حضور در دفتر شهردار محترم با آقاي جبل عاملي ، همراهشان که نماينده چند آژانس مسافرتي بودند و آقاي صاحبقراني ملاقات داشتيم.

ايده تورگرداني در بخش ميمه موضوعي بود که به تفصيل از سوي ايشان توضيح داده شد و قرارشد با حمايتهاي شهرداري و بخشداري و ميراث فرهنگي اين موضوع در کوتاه ترين زمان ممکن کليد خورده و گردشگراني که ميمه را رصد نکرده اند از نزديک با زيبايي هاي بخش ميمه و مناطق ديدني آن آشنا شوند.

آقاي جبل عاملي قبل از حضور در شهرداري از نقطه نظرات آقاي احمدجو بخشدار محترم و آقاي شيباني نيز بهره مند شده بودند و چون قبلا در ميمه حضور پيداکرده بودند اين بار به چشم خريداري به ميمه آمدند تا اين کار را کليد بزنند.

فلسفه تورگرداني در طبيعت ميمه اما و اگرهاي بسياري دارد که با عزم جزم ايشان و به يقين با کمک مردم فهيم بخش ميمه به پارامتر مهم و مثبتي در آينده نه چندان دور مبدل خواهد شد.

بعد از صحبتهاي زيادي که در شهرداري پيرامون اين موضوع داشتيم مقرر شد اقدامات اوليه براي حضور اولين گروه گردشگر در ميمه نيز فراهم شود.

سه شنبه اين هفته با حضور مجدد در سازمان ميراث فرهنگي و تحويل نامه هاي بدنه سازي قناتهاي ميمه و وزوان ، من را بر آن داشت تا با جديت بيشتري پيگير خواسته هاي به حق مردم بخش ميمه در اين مقوله باشم. نتيجه موکول شد به 5 شنبه و مذاکره حضوري با مديرکل و معاون ايشان که نتيجه به اطلاع خوانندگان عزيز خواهد رسيد.

در هر حال اگرچه خيلي دير و بعد از سه هفته در سال جديد و در صبح ميمه ظاهر شدم ولي اميدوارم بخشي از کارهايي که صورت گرفته ، آسمان ابري خاطر خوانندگان ظريف صبح ميمه را آفتابي کند.

به قول دوست عزيزم آقاي ايراندوست :

تا مطلبي ديگر خدانگهدار.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 14:59  توسط محسن فخریان  | 

بهتر است بگويم به برکت يک بيماري ، قرار است که دو هفته اي را در منزل به استراحت بپردازم.
در چند روز گذشته صبح ميمه همدم هميشگي من بود و بيشتر ساعات خودم رو با پيگيري لحظه به لحظه خبرهاي صبح ميمه مي گذراندم. البته بماند که فعاليتهاي درون منزل هم گاه و بي گاه من را درگير خود مي کرد.
بماند... پنج شنبه هفته گذشته بر سر موضوعي با آقاي جمالي آقازاده علي آقاي جمالي صحبتي داشتم که قرار شد موضوع را من در اصفهان پيگيري کنم. همين امر باعث شد تا با حصول بهبود نسبي 4 شنبه سري به سازمان ميراث فرهنگي استان بزنم. در خصوص موضوع اطلاعات لازم را کسب کردم و از سازمان خارج شدم. قبل از سوار شدن در خودرو خود پروپوزال قنات را که روي صندلي عقب جاخوش کرده بود ديدم و فکري به سرم زد.
پروپوزال را برداشتم و به سمت اتاق مديرکل به راه افتادم. بيشتر حس کارآگاهي و يا فضولي من باعث شد تا به کنکاش در خصوص قنات هاي ميمه بپردازم.
از اتاق مديرکل شروع کردم و درخواست وقت ملاقات با مديرکل سازمان. موضوع را جويا شدند و دليل درخواست ملاقات. قنات هاي ميمه را بهانه کردم و به اتاق آقاي مهندس طاهري معاون ميراث فرهنگي راهنمايي شدم. با حضور در اتاق ايشان رييس دفترشان عنوان کردند که بايد 5 شنبه سري به ايشان بزنم. به اداره باستان شناسي رفتم تا در خصوص قنات هاي ميمه سوال کنم. آقاي مهندس عليان کارشناس باستان شناسي در خصوص قناتهاي بخش ميمه و فعاليتهايي که بعد از ثبت ملي آنها صورت گرفته يا نگرفته به کل اظهار بي اطلاعي کرده و کمي در خصوص کم لطفي هاي صورت گرفته در خصوص تپه هاي باستاني ازان به گله نشستم.
با خروج از باستان شناسي سري به دفتر مديرکل زدم و از آنجا که بخت با من يار بود آقاي مهندس مصلحي مديرکل را زيارت کردم. از ايشان درخواست مذاکره حضوري چند دقيقه اي کردم تا در خصوص قناتهاي ميمه صحبت کنم و ايشان با روي گشاده استقبال کردند.
قصه قناتهاي بخش ميمه را براي ايشان خواندم و در حين قصه گويي من ايشان نيز پروپوزال قنات ها را به دقت مطالعه ميکردند. من فرصت را غنيمت شمرده و از کوتاهي هاي صورت گرفته توسط سازمان ميراث فرهنگي در بحث قناتهاي ميمه گله کردم و به ناکارآمدي ميراث ، از مسجد جامع گرفته تا موزه مردم شناسي و کم توجهي به آثار ملي بخش ميمه اشاره کردم. از صبر و حوصله اي که مهندس صالحي به خرج دادند و تمامي صحبتهاي من را نيز به دقت گوش کردند خوشحال بودم. با اتمام بررسي اجمالي پروپوزال قنات هاي ميمه با رويي گشاده اظهار داشتند: چه انتظاري از من داريد؟
من نيز در جواب گفتم از شخص شما که نه ولي از ميراث فرهنگي استان اصفهان تقاضا داريم در اين پروژه ها نيز کمکي کند تا لااقل بخشي از کار نيز توسط ميراث انجام شده باشد و جاي نام ميراث خالي نباشد.
ايشان نيز من را به مهندس مولايي معاون سرمايه گذاري ميراث معرفي کردند و به همراه خانم مهندس اميرافضلي از اتاق مهندس مصلحي خارج شديم.
5 شنبه صبح ساعت 8 صبح وعده ما شد در دفتر مهندس مولايي.
صبح 5 شنبه يک ربع مانده به ساعت 8 در دفتر مهندس مولايي حاضر بودم و تا ساعت 8:30 منتظر اذن دخول.
به همراه مهندس اميرافضلي به نزد مهندس رفتيم. گرچه در ابتداي صحبت ، برخورد آقاي مهندس مولايي شايسته يک معاون سازمان نبود اما من در ابتدا کمي صبر به خرج دادم ولي وقتي ايشان بر يک سري ضوابط سازمان تأکيد داشتند و اين در حالي است که سازمان ميراث فرهنگي استان اصفهان در خصوص ثبت قناتهاي ميمه در ليست آثار يونسکو هيچ اقدامي نکرده من نيز کمي با به قول خودمان گردن کلفتي از مواضع بخش ميمه در خصوص نگهداري ميراث خود به دفاع پرداختم و کمي هم تا قسمتي تند رفتم تا هم جواب بي توجهي اول جلسه ايشان را داده باشم و هم به ايشان اين نکته را متذکر شوم که مردم بخش ميمه به صورت خودجوش بسياري از کارهايي را که بر عهده يک سازمان دولتي مانند ميراث فرهنگي است را بدون هيچ چشم داشتي به سرانجام ميرسانند.
بگذريم اگرچه بحث ما بر سر ميراث و وظائف آن کمي بالا گرفت ولي ايشان در پايان اين قول را دادند که به هر نحو که بشود در طرح قنات ها کمک ميکنند. البته بحث کمپينگ تصويبي ميمه هم بخشي از موضوع بحث بود که برخي از مواردي که بر عهده شهرداري گذاشته شده بود نيز مورد نقد قرارگرفت.
با خروج از اتاق آقاي مولايي مجدد به نزد آقاي مهندس مصلحي رفتم و شرح ماوقع را به عرض ايشان نيز رساندم. قرار بر مکاتبه و طرح شد که در هفته آينده به دست ايشان برسانم.
با خروج از اتاق آقاي مديرکل در راهرو خانم قربان را ديدم و دقايقي در خصوص سرنوشت کانون بانوان ميمه به دردل گذرانديم. تا وقتي از نزديک پاي صحبت هاي خانم قربان ننشينيد متوجه عمق فاجعه و خيانتي که مديريت شهري ميمه بر سر کانون بانوان کرده نميشويد.
با خروج از سازمان تلفني شرح ماوقع را خدمت آقاي شيباني عرض کردم و به ناگاه به ذهنم خطور کرد تا مطالعات صورت گرفته کمپينگ ميمه را به امانت بگيرم. با برگشت به دفتر آقاي مهندس مولايي درخواست خودم را مطرح کردم . آقاي مهندس نيز با کمال خوشرويي اعلان کردند که تمامي موارد مربوط به کمپينگ ميمه را در اختيار من قرار دهند و چنين شد.
با خروج از سازمان با دفتر آقاي فرماندار تماس گرفتم و درخواست وقت ملاقات کردم تا در هفته آينده موضوع را نيز خدمت آقاي فرماندار اعلان کنم. با آقاي احمدجو نيز صحبت کردم تا انشاءالله برخي از موارد از جانب ايشان پيگيري شود.
ساعت 19 پنج شنبه مراسم افتتاحيه سفره خانه سنتي ملک سلطان جارچي باشي بود و من نيز به دعوت سرمايه گذار و مدير اين مجموعه در مراسم به اتفاق دوست عزيزم مهندس حيدري حضور داشتم. در اين مراسم که با سخنراني آقاي افتخاري مدير و سرمايه گذار طرح شروع شد آقاي مصلحي و استاندار اصفهان نيز به ايراد سخن پرداختند.
فضايي خارج از ضوابط اداري هميشه براي گفتن حرفهاي خودماني مستعد تر است و من نيز از اين فرصت استفاده کردم و مجدد در خصوص مسائلي ميراثي ميمه باآقايان مهندس مصلحي و مولايي صحبت کردم و نتيجه مذاکره تلفني با آقاي مهندس نوروزي را نيز به ايشان اطلاع دادم.صحبتهاي مان اميدوار کننده تر از صبح بود. شايد اين به لطف فضاي رستوران سنتي بود و يا اينکه از صبح تا به شب کمي اهميت موضوع برايشان پررنگ تر شده بود. هرچه که بود خوشايند بود و اميدوار کننده.
در جمع مدعوین ملک سلطان آقای قادریان مدیرروابط عمومی سازمان محیط زیست استان نیز حضور داشتند که با دیدن همدیگر به نزد هم رفتیم. صحبت با خبر خوش چاپ شناسنامه منطقه حفاظت شده موته بعد از سه سال ونیم شروع شد و من در خصوص پیگیری هایی که از سال گذشته در خصوص حمایت نکردن سایپا از آهوی ایرانی صحبت کردم.
موضوع بازنشستگی آقای جمشیدیان را جویا شدم و ایشان نیز اعلان کردند که سال آینده نیز در خدمت ایشان هستیم. ذکر خوبی های رفتار و اخلاق آقای جمشیدیان موضوعی است که من بارها و بارها در محافل مختلف به دوستان گفته ام. فرصتی دست داد تا عرض حال را به این مسئول زیست محیطی نیز برسانم.
آقای قادریان نیز در تایید حرف من از مکنونات قلبی خود و سازمان محیط زیست در خصوص آقای جمشیدیان صحبت کردند که بیش از همه این نکته برای من اهمیت داشت که در سال گذشته آقای جمشیدیان به عنوان محیط بان نمونه کشور انتخاب شده اند و این در حالی است که ما همشهریان آقای جمشیدیان از این موضوع بیخبر بودیم.
بر خود بالیدم که مردی از تبار وزوان اینچنین در کشور درخشیده است. به راستی که مایه افتخار همه ما هستند جناب جمشیدیان.
آقای قادریان افزودند : آقای جمشیدیان همانند دانشمند و محققی هستند که در سینه خود به علوم مختلفی اشراف دارد و چون همه تلاش خود را صرف علم و کار خود میکند از تاریخ نگاری وقایع و انچه میگذرد به دور میماند. به قول ایشان اگر مستندسازی در کنار آقای جمشیدیان باشد بهترین کارها با آقای جمشیدیان رقم میخورد.
آری مردمان دیار ما اینچنینند. پربار و سر به زیر
وقتی آقای قادریان گفتند در استان اصفهان همانند آقای جمشیدیان نداریم پیش خود گفتم به راستی چه بسیار انسانهایی که از سر افتادگی گوهر وجودی شان برای ما ناشناخته باقی میماند.
برآن هستم تا با حضور در کنار ایشان و طرح برخی از مواردی که با آقای قادریان مطرح شد بیش از پیش از زوایای وجودی و شغلی آقای جمشیدیان پرده بردارم. البته به شرط موافقت آقای جمشیدیان
اميد که طرح هايي که در ذهن داريم به لطف خدا و مدد همشريان عزيز به سرانجام برسد.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 0:2  توسط محسن فخریان  | 

بالاخره روز دوازدهم اسفندماه سپري شد و ملت ايران با حضور در پاي صندوق هاي رأي ، اراده و عزم خود را در بهتر ساختن کشور خويش به نمايش گذاشتند.
مردم فهيم بخش ميمه نيز در جاي جاي اين پهناور دشت ، نشانه اي از آهنين عزم خويش را نماياندند تا راه را براي منتخب خود سخت معين کنند. سخت نه به معني واژه اي آن ، بلکه به نشانه عمق فهم وجودي مردم بخش که با وجدانهايي بيدار عزم جزم دارند تاهرچه بهتر ديار خويش را بسازند و آباد کنند.
جا دارد در ابتداي مطلب به نوبه خود ، اين انتخاب را به جناب آقاي حاجي تبريک عرض نموده و براي ايشان توفيق خدمت را خواسته و از زحمات جناب آقاي حسيني نيز تشکر نمايم.
به راستي حضور همه جانبه مردم در تعيين سرنوشت 4 ساله بخش ميمه نشان از اين دارد که جناب آقاي حاجي نماينده محترم شهرستان شاهين شهروميمه ، بايد سخت تلاش کنند تا خواسته هاي به حق مردم بخش ميمه را جامه عمل پوشانده و آينده اين بخش به روشني گرايد.
همه ميدانيم که اختيارات و وظايف قانوني فراواني براي مجلس شوراي اسلامي وضع شده و شکي نيست که به سامان رساندن وظايف اين نهاد قانون گذار ، رسالتي بس سنگين است که اگر نباشدآينده نگري، برنامه ريزي و همه جانبه انديشي نمايندگان و منتخبين مردم ، اين نهاد با مشکل روبرو شده و تأثير مستقيم آن نيز بر پيکره جامعه امري است اجتناب ناپذير.
از اين رو، نمايندگان مجلس بايد بتوانند با نقد و ارزيابي کارشناسانه مسؤولان ، برنامه هاي دولت را تصحيح، تکميل و اصلاح کنند چراکه حق تعيين سرنوشت و مشارکت در امور سياسي، يکي از طبيعي ترين حقوق افراد است. در مجلس شوراي اسلامي، مردم براي مدتي، حق حاکميت را که متعلق به همه آنان است، به افرادي که انتخاب مي کنند، منتقل مي سازند.
با انتخاب يک فرد به عنوان نماينده يا به قول قديمي ها " وکيل " ، به واقع اين مردم هستند که با فرستادن "وکيل" خود در مدت 4 سال ، تمامي تصميم گيري ها را برعهده منتخب خود ميگذارند و مهم ترين وظيفه نماينده اين است که با موکلان خود در ارتباط بوده ، نظر آنها را بداند و مشکلات آنان را منعکس نمايد. اين مهم به قدري اهميت دارد که بسياري از نمايندگان در حوزه هاي تحت پوشش خود چندين دفتر ارتباط مردمي راه اندازي ميکنند و يا به صورت مستمر و برنامه ريزي شده در يک روز خاص ديدار مردمي ترتيب ميدهند که اطلاع رساني از وقوع چنين وقايعي در صدر برنامه ريزي هاي يک نماينده وجود دارد. موضوعي که در زمان جناب آقاي حسيني مغفول ماند و به جاست آقاي حاجي اين موضوع را به صورت جدي تري پايه ريزي و اجرا نمايند و صد البته کاملا برنامه ريزي شده و اجرايي ، نه نمادين.
* دوستان ، اين قسمت نوشته را به خود نگيريد *
تفيلي(به ضم ت ) بودن بخش ميمه و به نوعي ديگر هميشه پسوند بودن ميمه در انتهاي نام يک شهرستان، هميشه اين شائبه را در ذهن افراد اعم از خاص يا عام ، متبادر ميکند که بخش ميمه از اهميت چنداني برخوردار نيست و همين نگاه نيز تاکنون باعث شده تا اين بخش مورد بي مهري هاي فراواني از سوي مسئولين قرارگيرد.زماني ميمه پسوند برخوار بود و بسياري سعي داشتند تا همان پسوند را هم حذف کنند که شکر خدا نتوانستند. حالا هم که از برخوار کنده شده ايم ، چسبانده اندمان به شاهين شهر. خدا ميداند کي به بخش ميمه به عنوان يک منطقه حائز اهميت نگاه کرده ميشود؟؟!!
به نوعي در مناظرات انتخاباتي که در نقاط مختلف بخش ميمه صورت گرفت ، سوال و جوابهايي که از کانديداهاي محترم مي شد بيشتر شبيه بود به استيضاح مسوولان. اما چون مردم به صورت مستقيم به مديران اجرايي دسترسي نداشتند اين سوالات از کانديداهاي نمايندگي مجلس مي کردند که صد البته در جايگاه خود حق مسلم مردم اين بخش است.
اگر اين نگاه تفيلي بودن را باهم بتوانيم در بخش ميمه و از ذهن مسوولان پاک کنيم ديگر احتياج به گدايي کردن محبت نداريم و اگر در خود بخش نتوانيم يکدلي و يک دست بودن بوجود آوريم ، نبايد آينده اي جديد متصور باشيم.
رويکرد شهرستان شدن در بخش ميمه چندي است که کليد خورده و تا حدودي نيز پيشرفت داشته است. اما اميد داريم کارهاي بخش ما قائم به ذات باشد تا قائم به فرد که اگر حالت دوم صادق شود باز آش همان آش و کاسه همان کاسه است.
من به صورت مستقيم با قولهاي انتخاباتي آقاي حاجي روبرو نشده ام اما اميدوارم ايشان ميمه را بيش از پيش رونق بخشند چراکه هر نماينده اي که انتخاب ميشود ، در مجلس شوراي اسلامي ،در آن هنگام که در مقام قانون گذاري مي نشيند ، در کنار باقي نمايندگان دست به تصويب قوانيني مي زند که در بسياري از موارد تصويب چنين قوانيني مسير زندگي انسان هاي زيادي را دگرگون مي کند.فکر کنم آقاي حاجي قطارسريع السير اصفهان تهران و ماجراهاي پشت و روي پرده اين پروژه را هم به ياد داشته باشند.
البته همين نمايندگان ، چه در مقام قضاوت و داوري، ارزيابي و ردّ يا تاييد صلاحيت اعتبارنامه ها ، رأي اعتماد يا عدم اعتماد کابينه دولت ، بررسي عملکرد نهادها و وزارت خانه ها مي توانند هم به نفع مردم قدم بردارند و هم بزرگترين ضربه را به مردم بزنند.
در اين بين درنظر گرفتن منافع و مصالح شخصي، منافع گروهي و خط و خطوط سياسي و حبّ و بغض هاي فراوان،ممکن است مانع تصميم گيري صحيح ، اصولي و درست نمايندگان شود.
به راستي که عبور از اين گذرگاه سخت و ظريف ، تنها براي کساني امکان پذير است که با شجاعت و قاطعيت پا به عرصه حضور گذاشته باشند و با تمام ناملايمات اين راه ، با ايماني قوي در ميدان به مبارزه برخيزند و لحظه به لحظه اين ميدان را درنوردند.
همانطور که به عرض رساندم ، بخش ميمه پتانسيل هاي بالقوه اي دارد که با اراده اي که در مردم اين بخش سراغ دارم ، به همراهي درايت مسئولان به راحتي ميتوان بخش ميمه را به شهرستان ارتقا داد. در جايي سخن بر اين بود که شهرستان شدن  منابع مالي مستقل را هم نياز دارد. براي نمونه فقط معدن طلاي موته و معادن سنگ شهر لايبيد به عنوان پتانسيلهاي بالفعل بخش ميتواند راه گشا باشد. علاوه بر اينکه راه اندازي طرح پتروپالايش با فراهم سازي 20000 فرصت شغلي خود نمونه اي از اين پتانسيل بالقوه است که به يقين درايت و مديريت آقاي حاجي راه را براي شهرستان شدن ميمه هموار خواهد ساخت.
به اميد آينده اي روشن و سرشار از اميد و مهرباني براي تک تک همشهريان عزيز بخش ميمه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 1:20  توسط محسن فخریان  | 

با سلام خدمت همشهريان عزيز
همانگونه که استحضار داريد و در گزارشات همايش نيز به سمع و نظر شما بزرگواران رسيد ، همايش بين المللي دانش سنتي مديريت منابع آب در شهر تاريخي يزد برگزار شد و حقير نيز توفيق حضور در اين همايش و کسب فيض از محضر اساتيد اين فن را داشتم.
همگي ميدانيم که جهان پيرامون ما مدام در حال تغيير است . تغييراتي که گاه سبب بروز مشکلات عديده براي ساکنين اش مي شود. برخي از اين تغييرات دامنه رشد بالايي دارند و با سرعت نجومي به پيش ميروند و اگر براي پيامدهاي منفي آن چاره انديشي به موقع صورت نگيرد ، مردمان جهان دچار بحران ميشوند.
تغييرات اقليمي و افزايش آلودگي ها ، توسعه جوامع شهري و شهرنشيني و مهم تر از همه رشد بي سابقه جمعيت در کشورهاي مختلف از عواملي هستند که در ايجاد اين چنين بحرانهايي نقش هاي عمده ايفاء ميکنند.
اثر اين بحرانها در زندگي روزمره مردم امري است غيرقابل انکار. با نگاهي به عوامل بحران ساز به راحتي ميتوان دريافت که مقابله با اين اثرات ناشي از تغييرات و بحران ها کاري است بس دشوار، اما نکته قابل تأمل اين است که در مقايسه با همه اثراتي که اين بحران ها بر جاي ميگذارند دسترسي به منابع آب و حتي تأمين امنيت غذايي از همه دشوارتر است.
آمارها نشان ميدهد تا سه دهه آينده بخش عمده اي از جمعيت جهان در کشورهاي کم آب زندگي مي کنند. مديريت منابع آب در کشورهايي مثل ايران که در کمربند کويري جهان قراردارند امري است ضروري و حياتي.
گذشتگان ما داراي تجربيات ارزنده اي بودند که با استفاده از روشهاي خلاقانه در پيشبرد اهداف خود موفق بوده و توانستند بسياري از مشکلات خود را مرتفع سازند.
با مطالعه تاريخ به راحتي مي توان دريافت که کنترل سيلاب ها و آب هاي روان فصلي که در سراسر جهان جاري هستند از ديرباز مورد توجه انسانهاي متمدن بوده و اين امر قدمتي به درازاي تاريخ تمدن انسان دارد.
با يک نگاه ميتوان دريافت که بخش عمده اي از تمدن هاي بشر ، در کنار منابع آب و رودهاي بزرگ شکل گرفته و اين نقطه مقابل از هم پاشيدگي برخي از تمدنهاست که در نقاط کم آب به منصه ظهور رسيده اند.
در سال 2005 ميلادي بر اساس تفاهمنامه‌اي که فيمابين يونسکو و وزارت نيرو جمهوري اسلامي ايران مبادله گرديد،  مرکز بين المللي قنات و سازه‌هاي تاريخي آبي در شهر يزد تأسيس گرديد.
هدف از راه‌اندازي مرکز بين المللي قنات اين بوده است که به عنوان محوري علمي به پژوهشگران، دانشگاهيان و مسؤولين مرتبط با موضوع مديريت سنتي منابع آب خدمات ارائه داده و دانش و تجربه‌ي آنها را نيز گردآوري نمايد.
هدف از برگزاري همايش دانش سنتي مديريت منابع آب اين بوده است تجربيات، نظرات و ديدگاه هاي سياستگذاران، مديران، پژوهشگران، مسئولين، کارشناسان، اقتصاددانان و همه‌ کساني که به نوعي با موضوع مديريت آب سر و کار دارند گرد هم آورده و موضوعاتي که در گزارش اول آمد را محقق سازد
اين همايش در واقع فرصت ديگري بوده است تا مرکز بين المللي قنات ، نتايج تحقيقات انجام شده را در اختيار پژوهشگران قرار داده و اطلاعات و يافته‌هاي آنها را نيز گردآوري کرده و باشگاه بين المللي قنات راه‌اندازي شود.البته دبيرخانه‌اي دائمي در اين مرکز مسئوليت شبکه‌ي اطلاع رساني و هماهنگي ميان پژوهشگراني که در شناخت فناوري‌هاي سنتي آب و مديريت منابع آب نقش دارند بر عهده خواهد داشت.
حضور در اين همايش اگرچه باعث شد تا با رايزني ها و لابي هاي مختلف انجام گرفته، قناتهاي بخش ميمه به اساتيد اين فن و صدالبته در حد ابتدايي شناسانده شود ، اما مهم ترين قدم ادامه اين راه است.
دانشجويان رشته هاي عمران ، زمين شناسي ، جغرافيا ، علوم اجتماعي ، اقتصاد و حتي رشته هاي فني در مقاطع کارشناسي ، کارشناسي ارشد و دکترا ميتوانند با تحقيق و پژوهش بر روي جنبه هاي متعدد و مختلف قناتهاي بخش ميمه زاواياي پيدا و پنهان اين يادگارهاي پيشينيان مان را بيش از پيش مورد عنايت خود قراردهند.
در اين بين دستگاه هاي اجرايي نيز ميتوانند به صورت هاي مختلف در اين امر در کنار جامعه دانشجويي ميمه قرارگيرند.
حضور کارشناسان و محققان متعدد از سراسر کشور و حتي گوشه کنار جهان باعث ميشود تا در يک دوره چند ساله قناتهاي بخش ميمه به واسطه وجوه تمايزشان ، در جهان و در بين کارشناسان صنعت آب جايگاه ممتازي کسب کنند که همين امر خود موجب ميشود تا نام بخش ميمه بر اريکه افتخار بدرخشد.
به جاست مردم ميمه نيز در اين حرکت همراه شوند و از اطلاع رساني به جويندگان آن دريغ نکنند.
اميد که شاهد روزي باشيم که قناتهاي بخش ميمه همراه با ديگر قناتهاي معروف جهان به جهانيان معرفي شود.
**************
و اما گذري بر نظراتي که توسط دوستان عزيز بر روي پست هاي صبح ميمه نوشته شد:
عزيزي عنوان داشته که چرا مردم ميمه قدرشناسي نکردند، به نظر من  نکته مهم و قابل توجه اين است که بسياري از مردم ميمه به اينترنت دسترسي ندارند و بالطبع از اخبار و رويدادهاي مندرج در صبح ميمه بي خبر. مهم نفس کار و عمل به عقيده اي است که هر کس در ذهن خود ميپروراند نه انتظار براي قدرشناسي
آقاي کريميان ابراز لطف کرده من را مورد تفقد خود قرار دادند. ضمن تشکر از حمايتهاي ايشان به عرض ميرسانم که شوراي کشاورزي ميمه رديف بودجه اي براي مواردي از اين دست ندارد. کما اينکه هم من و هم بسياري از مردم مطلع هستند که نفرات اين شورا که بدون هيچ چشم داشتي مشغول به فعاليت هستند در بحث اخذ وجوه مربوط به بدهي سهام داران قنات (حبه اي) دچار مشکل هستند . پس درخواست هزينه سه ميليون ريالي از دوستان کمي کم لطفي است. اما در خصوص شوراي شهر بهتر است جواب را از خود دوستان شورا جويا شويد که چه پيش آمد تا توفيق همراهي دوتن از عزيزان شورا از من سلب شود.
دوستي ديگر من را خطاب قرارداده و فرمودند که خوشحالند از اينکه اين همه حال دارم و پيگير مسائل شهرم شدم. اين نياز روحي و رواني هر فردي است که زادگاه خود را دوست داشته باشد. حال برخي بر اين نکته تأکيد دارند و برخي برايشان مهم نيست که در هر دو صورت عقيده شخصي افراد قابل احترام است.همانطور که عرض کردم من در برابر همشهريان مهرباني که در لايروبي و کارهاي مربوط قنات مزدآبادميمه زحمت ميکشند ذره اي ناچيز هم به شمار نمي آيم.وقتي از نزديک شاهد فعاليت و زحمات شبانه روزي اين عزيزان هستم بر همت عالي و مناعت طبعي که دارند غبطه ميخورم. به خدا صفاي باطن اين عزيزان مثال زدني است. مهر و محبت و صميمت در بين اين عزيزان چنان پيوند محکمي بوجود آورده که هر انساني را به وجد ميآورد.
نکته اي ديگر اين که ، من نيز با نظر تأسيس باشگاه فعالان بخش ميمه موافق هستم و آماده هر گونه همکاري.
در خصوص گزارش تصويري هم به استحضار ميرسانم که گزارش تصويري سفر به محض آماده شدن به نمايش درخواهد آمد.
جناب مقصودي من را شرمنده کردند . بايد به عرض ايشان نيز برسانم که من کجا و جوانان فهيم ميمه کجا. شکر خدا جوانان بخش ميمه چنان با لياقت هستند که من خود، در محضرشان شاگردي بيش نيستم. به واقع حضور جوانان پرافتخار ديارمان چنان در عرصه هاي ملي و بين المللي پررنگ است که آدمي به وجد ميآيد. من خود بارها و بارها شاهد اين موضوع بوده ام و احساس غرور کرده ام و ميکنم.
دوستي نيز بر بدون عکس بودن گزارش هاي ارسالي خرده گرفته بودند که کاملا متين ذکر نمودند. تنها موردي که دليلي شد تا از ارسال عکس در نوشته ها استفاده نکنم سرعت پايين اينترنت در آپلود عکسها بود. نکته ديگر اينکه فکر کنم گزارش تصويري کامل ،کمي ارزش بيشتري دارد.
از من سوال شد که آيا از شهرداري که براي قنات ميمه زحمت کشيد نيز يادي شد يا نه؟ ايکاش نام اين عزيز نيز قيد ميشد تا به دانسته هاي من نيز اضافه شود
و دوستي فرموده بود که  فخريان آخرشي ...که بايد به عرض برسانم من اولش هم نيستم. تا چشم نظاره گر افق يک راه است من نيز راه در پيش دارم.
و در پايان اميد دارم که گزارش هاي ارسالي توانسته باشد گوشه اي از همايش را به تصوير کشيده باشد. البته طبع خاص خوانندگان صبح ميمه به قدري بلند است که کاستي هاي بسياري که در مطالب وجود دارد را به بزرگ منشي خود بر من مي بخشايند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 23:2  توسط محسن فخریان  | 

صبح روز پاياني همايش از ساعت 8 صبح الي 10 در يکي از سالنها برنامه نشست خبرگان قنات برنامه ريزي شده بود و در سالن ديگر نشستهاي پاياني ارائه مقالات. من نيز به همراهي آقاي فتحي ارائه مقالات را انتخاب کرديم.
در اين سالن دکتر رفيع فر و پروفسور پاپلي يزدي به عنوان اعضاي پانل بودند که به دليل غيبت پروفسور ، آقاي دکتر صفي نژاد ناظر پانل شدند.
ابتدا آقاي مهدي دهقاني كارشناسي ارشد عمران آب به ارائه مقاله خود در خصوص " ارائه چارچوبي براي ارزيابي اثرات تخريبي طرح‌هاي توسعه بر قنات "پرداختند و در ادامه خانم خيرالامور به توضيح پيرامون مقاله خود با عنوان " بررسي وتحليل همديدي سيلاب 28 فروردين تا 3 ارديبهشت 1382 به منظور تقويت سفره هاي آبي زير زميني و قنات هاي استان يزد"  پرداخت.
در پايان اين پانل مهران لشني زند استاد يار پژوهشي مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان لرستان " بررسي عوامل موثر در تغييرات كيفيت و بهره برداري از آب سازه هاي آبي تاريخي (مطالعه موردي:سراب گرداب سنگي خرم آباد) " را توضيح داد.بعد از اتمام پانل دوباره با آقايان دکتر رفيع فر و دکتر صفي نژاد در خصوص قناتهاي بخش ميمه صحبت کرديم. قناتهاي ميمه ، وزوان ، زيادآباد ، ونداده ، ازان ، خسروآباد همه را تا جايي که اطلاع داشتم در اين فرصت براي ايشان توضيح دادم. قرار شد براي اينکه فيلم و عکس هاي قديمي قنات وزوان را داشته باشم سري به منزل آقاي صفي نژاد در تهران بزنم . وقتي از قنات وزوان براي آقاي دکتر رفيع فر توضيح ميدادم دکتر صفي نژاد که اطلاعات کامل تري داشتند به ادامه توضيحات پرداختند.
واقعا خوشحال بودم که قنات وزوان در آن همايش اينچنين به اسم بخش ميمه اعتبار ميدهد. به راستي بخش ما پتانسيل هايي دارد که اگر درست بتوانيم آنها را معرفي کنيم ، بخش ميمه از اينچنين مهجور ماندن نجات مي يابد.
در پايان برنامه ارائه مقالات به همراه دوست عزيزم آقاي فتحي براي حضور در مراسم اختتاميه به سالن شرکت آب منطقه اي رفتيم.
برنامه اختتاميه رأس ساعت 10:30 با تلاوت آيات قرآن شروع شد و توسط آقاي Hayde گزارش دوره تاريخ جهاني آب براي حضار قرائت شد.دکتر Hayde در اين خصوص گفت: از سال 2007 دوره هاي آموزشي منابع آب در هلند شروع شده و همچنان با همکاري واحدهاي مختلف در حال اجراست. فکر برگزاري دوره ها در يکي از نشستهايي که در آفريقاي جنوبي تشکيل شده بود به ذهن برگزارکنندگان رسيد و برگزاري اين دوره ها بيشتر بر اين معطوف است که مسير راه به صورت منسجم و هدفمند براي همه تعريف شود و اين دوره ها به صورت کارگاه هاي آموزشي براي همه سودمند باشد.پيشينه تاريخي ، فني ، اقتصادي و مديريت آب همه و همه با توسعه و جنبه هاي اجتماعي آن ارتباط مستقيم دارد.
پس از آقاي Hayde خانم دکتر Klaver از يونسکو در خصوص برنامه آب و فرهنگ يونسکو توضيح دادند و عنوان کردند : کتابي به همين منظور در زمينه برنامه هاي يونسکو در بحث آب و فرهنگ منتشر شده که اگرچه از لحاظ قيمت کمي قيمت کتاب بالا است اما در همه زمينه ها صحبت شده.مقالاتي که در اين کتاب آورده شده مربوط به تمامي نقاط جهان است که به زودي تا يک سال ديگر تمام اين کتاب بر روي اينترنت نيز قابل دسترسي است.
سرکار خانم صادقي مدير بخش علوم طبيعي دفتر منطقه اي يونسکو در تهران گزارش باشگاه قنات را براي حضار قرائت کردند و افزودند:
عملکرد اين باشگاه شبيه يک آزمايشگاه با ديتا بانک قنات در تمامي جهان است. يکي از وظايف عمده اين باشگاه مستندسازي فعاليتهاي صورت گرفته در بحث قنات است.اعضاي اصلي اين باشگاه دانشمندان و کارشناسان معروف دنيا در زمينه قنات به عنوان مشاور و شوراي راهبردي بوده و برنامه راهبردي باشگاه را تنظيم ميکنند. البته اين حضور محدود به دانشمندان نيست. محققان جوان و علاقمند نيز ميتوانند در اين راه کمک کنند. اين باشگاه که در مرکز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب ايران مستقر شده با ايجاد شبکه در بين کارشناسان قنات ، در اختيار قراردادن اطلاعات به روز صنعت قنات ، شناسايي اولويت هاي تحقيق و پژوهش بر روي مسائل قنات و در نهايت ساخت قنات در نقاط مختلف دنيا کار خود را شروع خواهد کرد.
پس از صحبتهاي خانم صادقي ، گروه موسيقي سنتي راز به اجراي برنامه پرداختند و سپس جمع بندي نشست ها و قرائت بيانيه همايش توسط مهندس سلامت انجام شد.
در ادامه آقاي Dehmen از الجزاير به سخنراني پرداخت و اظهار داشت : اين همايش به درستي از استانداردهاي جهاني برخوردار بود و بالا بودن سطح علمي کارشناساني که در اين همايش حضور داشتند در حصول نتيجه مفيد به همه کمک کرد و همه با هم توانستند تجربيات و نظراتشان را با يکديگر رد و بدل کنند.تمام محققان و دانشمندان حاضر با توجه بسيار در جلسات شرکت کردند چراکه اين جلسات باعث ميشود ميراث آب ارتقاء يابد.مباحث همگي شگفت انگيز بود و پرمعنا. بيانيه اي که خوانده شد مطمئنا براي بشر مثمرثمر خواهد بود. به جاست در بحث ميراث آب و مسائل مربوط به آب هم جايزه صلح نوبل درنظرگرفته شود چراکه مسائل آبي همگي مسائل صلح آميز هستند. ما از برنامه باشگاه قنات که کار بسيار ارزشمندي نيز هست استقبال ميکنيم.
در پايان برنامه اختتاميه عکسي هم به يادگاري با حضور شرکت کنندگان روي پله هاي ورودي شرکت آب منطقه اي يزد گرفته شد.
با اين عکس بازار عکسهاي يادگاري نيز چنان داغ شد که ديگر کسي به فکر ادامه برنامه يعني ناهار و بازديد نبود. همه سعي ميکردند اين لحظات را در کنار بزرگان اين علم به ثبت برسانند. شايد هم رزومه خود را پررنگ ميکردند.هرچه بود غوغايي به پا شده بود. البته من نيز از اين قائده مستثني نبودم. آشنايي با بزرگان اين عرصه فرصت مغتنمي بود که براي من پيش آمده بود و به قول دکتر امامي اين عکس ها ارتباط هاي بعدي را ماندگارتر و قوي تر ميکند. بعد از اتمام مراسم عکس برداري به سمت هتل به راه افتاديم.
ناهار را جاي شما خالي به سرعت باد گذرانديم و براي برنامه بازديد تدارک ديده شده به مرکزقنات برگشتيم.
برنامه بازديد در چهارگروه تقسيم بندي شده بود، مهريز ، تفت ، ميبد و يزد.
من مهريز را به دليل ليست قناتهايش انتخاب کردم و سوار اتوبوس شديم. راهنماي ما آقاي مهندس تفتي بودند که به ميمه هم آمده اند. به نوعي پارتي بازي کردند و من را در رديف اول کنار پروفسور گايگر جا دادند. اتوبوس که حرکت کرد پروفسور به زبان آلماني سوالي از من پرسيدند و من نيز دست و پا شکسته و به قول اصفهاني ها " به زور و زاجرات " به ايشان گفتم که در خصوص قنات شاگرد مبتدي هستم.پروفسور بيشتر از اصفهان و وضعيت بارندگي آن سوال پرسيد. البته آقاي تفتي هم کمک حال بنده شدند و شرح ماوقع را به پروفسور گفتند.
موقعي که در مظهر قنات صادق آباد پياده شديم آقاي تفتي من را به آقاي مارتين از روسيه معرفي کرد. آقاي مارتين با يک گروه روسي به داخل قنات ميمه رفته بود. از آن به بعد من و آقاي مارتين با هم بوديم و من بسياري از محاسن قناتهاي ميمه از جمله مزدآباد و وزوان را براي ايشان توضيح دادم.( در اين مواقع واقعا قدر زبان خارجي و تسلط بر آن بيشتر نمايان ميشود ) آقاي مارتين از من قول گرفتند تا برنامه بازديد ايشان از قنات وزوان را هماهنگ کنم. من هم با اشتياق قبول کردم. البته سي دي عکسهاي قنات وزوان را به ايشان دادم و قرار شد بهار سال آينده که به ايران آمدند با هم به قنات وزوان برويم.
برنامه بازديد را به صورت جداگانه همراه با تصاوير براي شما ذکر خواهم کرد.
در نشستي که با پروفسور پاپلي يزدي داشتم به شرح قناتهاي ميمه و وزوان پرداختم و عکسهاي اين دو قنات را نشان ايشان دادم و موضوع همايش قنات را نيز براي ايشان کامل توضيح دادم. پروفسور استقبال کردند و نکات زير را عنوان نمودند :
در ايران تکنولوژي ساخت و استفاده از منابع آب را داريم. در نظام مديريت سنتي منابع آب بي سوادترين و در عين حال بافرهنگ ترين مردم با هم شريک ميشدند و در قناتها آب انبارها و شبکه هاي آبهاي سطحي همديگر را سهيم ميکردند بدون اينکه کوچکترين چشم داشتي داشته باشند اما امروز وضع موجود به کلي تفاوت دارد. به نحوي که مديريت توزيع آب زيرشبکه هم دچار اشکال است.
مديريت سنتي منابع آب بر سه اصل استوار بود که امروز در جوامع مدرن و توسعه يافته بسيار کمرنگ شده است. اول ايمان به خدا و نگاه به طبيعت به عنوان يک نعمت چراکه نگاه امروز اقتصادي است و اين در حالي است که نگاه و ديدگاه نسل پاينده نسبت به طبيعت بايد تغيير کند يعني نعمت مهم است نه صرفه اقتصادي.
دوم اينکه اساس انجام فعاليت ها بر پايه تعاون و همکاري بوده است. همه کارها جمعي بوده و اين در حالي است که امروز تعاوني ها و تشکل ها وضعيت اصلي خود را از دست داده اند و کارها دولت محور شده است. بايد تصدي گري دولت کاهش يابد و NGO ها تقويت شود تا خرده خرده فرهنگ هم تغيير يابد.
سومين عامل مهم نيز صرفه جويي بوده است. ساختارهاي جوامع سنيت طوري طرح ريزي شده بود که صرفه جويي جزيي از زندگي محسوب ميشد. فرهنگ صرفه جويي ميبايست به نسل آينده منتقل شود. مهمترين رويکرد همزيستي مسالمت آميز است. در همين يزد از يک آب انبار سه دين يهود، زرتشت و مسلمان استفاده ميکردند. ميگويند در آينده اي نه چندان دور جنگ، جنگ آب است. چرا بايد اينطور باشد وقتي خود آب مايه صلح و آرامش است؟ مديريت سنتي منابع آب بر اساس صلح است نه جنگ.
همه بايد در کنار هم باشيم تا واژه صلح قوت بگيرد.
بعد از اتمام بازديد به هتل برگشته و با صرف شام ، من به نوشتن گزارش همايش براي صبح ميمه پرداختم.
**
صبح روز جمعه براي تشکر و هماهنگي هاي باقي مانده همايش قنات در ميمه به مرکز قنات رفتم.آقاي دکتر سمسار يزدي نهايت لطف را به بنده داشتند. در خصوص مستند قنات با آقايان دهقان و لقماني که قبلا فقط از طريق تلفن و ايميل ارتباط داشتيم به صورت مفصل صحبت کرديم و با کسب اجازه از دوستان آقايان جليلي و لباف ، مرکز را به قصد اصفهان ترک کردم.
***
بسياري از مذاکراتي که در اين سه روز با اساتيد اين فن برقرار شده ، پيگيري ها و جديت مردم و دستگاه هاي مديريتي بخش ميمه را مي طلبد. قنات هاي ميمه و وزوان در حال حاضر در کنار قنات قصبه گناباد ، مون اردستان و 10 قنات مشهور ديگر کشور ، مجموعه 12 تايي را تشکيل داده اند که همگي در صف قرارگرفتن در ليست آثار يونسکو هستند.
اگر مردم و مسئولان شهرهاي ميمه و وزوان به داشته هاي خود کم توجهي کنند حضور در عرصه هاي اينچنين نيز نتيجه اي در بر نخواهد داشت الا چوپان درغگو شدن.
البته مباحث آسيب شناسي اين همايش و حرکت جالب مديريت شهري ميمه را در گزارشي جداگانه به سمع و نظر همه عزيزان خواهم رساند.

در پايان ضمن تشکر از اهالي فهيم و دلسوز شهرهاي بخش ميمه از دقت نظري که به قنوات بخش دارند کمال تقدير و تشکر دارم و به رسم ادب و طبق فرمايش مرحوم صابري " از سر کلاه بر ميدارم "


هميشه شاد و سربلند باشيد
خاک پاي مردم بخش ميمه
محسن فخريان

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1390ساعت 0:56  توسط محسن فخریان  | 

روز دوم همایش را با همراهی یکی از ارائه دهندگان مقاله از هتل تا محل برگزاری همایش شروع کردم.
هادی فتحی كارشناس ارشد توسعه روستايي دانشگاه بوعلي سينا که از همدان با مقاله « بررسي عوامل موثر بر مشاركت زنان روستايي در مديريت پايدار آب زير زميني » به این همایش آمده با من هم اتاقی نیز بود.
محل نشست های ارائه مقالات با شناسه و عنوان هر مقاله مشخص شده بود و شرکت کنندگان میتوانستند بنا بر علاقه شخصی و بر اساس نیاز خود به صورت دلخواه سالن مورد نظر خود را انتخاب کنند.
من نیز بر همین منوال سالن B را انتخاب کردم.اساتید این پانل عبارت بودند از آقای دکتر فهمی و آقای دکتر صفی نژاد. در این سالن ابتدا مقاله « نظام مديريت سنتي آب قنوات در شهرستان اردكان  » توسط آقای نادر پیری پژوهشگر و دبير انجمن حاميان ميراث كهن اردكان ارائه شد که این مقاله به بازشناسي نظام سنتي مديريت آب قنوات در بخشي از ايران مركزي (شهرستان اردكان- يزد) پرداخت كه بدين منظور قنات قطب آباد بعنوان يك نمونه مورد مطالعه انتخاب نموده بود.
در ادامه علیرضا حاجیانی استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز مقاله خود را تحت عنوان « رفتار پي هاي دايره اي مستقر بر قنات در خاك ماسه اي تحت اثر بارديناميكي » ارائه کرد.
بعد از ایشان احمد افروزیان دانشجوي دوره دكتري جغرافيا و برنامه ريزي روستايي دانشگاه تهران« بررسي اثرات تحول مديريت سنتي منابع آب (قنات و چشمه قنات) از ديدگاه پايداري » را ارائه کرد و نوبت رسید به خانم مژگان اصولی ليسانس آبياري از دانشگاه بين المللي امام خميني(ره))كارشناس شركت مادر تخصصي مديريت منابع آب ايران که با مقاله « مطالعات به هم پيوسته منابع آب در نظام سنتي بهره برداري از آب در شهرستان گناباد » نوبت را به نفر آخر پانل یعنی آقای دکتر مسعود نوشادی دكتراي علوم و مهندسي آبياري زهكشي، شركت مهندسي مشاور درودآب جنوب داد و آقای نوشادی نیز با مقاله« بكارگيري دانش و فن‌آوريهاي جديد در بهسازي و نوسازي قنوات » صحبت های خود را ادامه داد.
در پایان این پانل آقای دکتر صفی نژاد به طور مفصل در خصوص فن آوری های سنتی در قنات صحبت کرد که به سد قنات میمه اشاره کاملی داشت. بعد از سخنان ایشان و قبل از اعلان پایان نشست از اساتید پانل اجازه گرفته و ضمن معرفی خودم ، عنوان کردم « من از شهر میمه و از شهر سدهای زیرزمینی قنات آمده ام ».
با این جمله آقای دکتر صفی نژاد از من خواستند که در خصوص سدهای قنات میمه توضیح دهم. من نیز تاریخچه و تعداد و چگونگی سدها را به صورت مختصر برای ایشان و حضار در نشست توضیح دادم و در پایان گفتم کار ثبت این قنات در لیست آثار یونسکو کلید خورده و به مرحله پایان خود نزدیک شده است. این نکته را هم اضافه کردم که هم قنات میمه و هم قنات وزوان هر دو خوشبختانه سد دارند و هر دو در این لیست جای گرفته اند. با شروع آنتراکت به نزد آقای دکتر صفی نژاد رفتم و پروپوزالی که تهیه شده بود را نشان ایشان دادم. آقای دکتر با نگاه اجمالی که به صفحات داشتند از کارهای انجام شده به شدت حمایت کردند.( البته بوسه ای هم بر گونه بنده مرحمت فرمودند)
فرصت خواستند تا بعد از آنتراکت در یک فضای خلوت بیشتر در این خصوص با هم صحبت کنیم.
بر سر میز آنتراکت هم به سراغ آقای دکتر بهنیا رفتم و پروپوزال را نشان ایشان داده و در خصوص همایش قنات میمه صحبت کردم.
ایشان برگزاری همایش را نقطه عطفی برای میمه دانستند و اظهار داشتند :
برای برگزاری منسجم هرچه بهتر و بیشتر این همایش باید نهادها و ارگانهایی مثل آب ، برق، جهادکشاورزی ، فرمانداری ، بخشداری ، شهرداری و شورای شهر و حتی متمولین شهر دست به دست هم بدهند و در پایان با انتشار کتابی سبب به یادماندنی تر شدن همایش قنات میمه شوند. دکتر بهنیا گفتند : بهتر است همایش سه روزه برنامه ریزی شود تا در دو روز مقالات بررسی شده و یک روز هم به دیدن قنات سپری شود.
در حالی که داشتم با آقای دکتر بهنیا صحبت میکردم پروپوزال را نیز نشان ایشان دادم.
در همین بین آقای دکتر صفی نژاد اشاره کردند تا با هم به جای دیگری برویم.
من به همراه ایشان و آقایان فتحی ، پیری ، مهدیزاده اردکانی و  امید فروردین ارائه کنندگان مقاله به نمازخانه رفتیم و در آنجا به صورت مفصل بر روی پروپوزال تهیه شده بحث کردیم. صبر و حوصله و دقتی که آقای دکتر صفی نژاد در ورق به ورق این پروپوزال به خرج میدادند نشان دهنده صبر و علاقه ایشان به قنات میمه و کامل بودن مجموعه تهیه شده ، بود.
نشست مشترک ما با ایشان در نمازخانه به طول انجامید ولی مثمر ثمر. آقای دکتر شماره همراه یکی از دوستانی را داد که زیادآبادی بود و شاگرد استاد. ایشان نیز در خصوص قناتهای میمه فعالیت هایی داشته اند که انشاء ا... در برگشت به دیدن این همشهری خواهم رفت.
بعد از صرف ناهار نوبت به نشستهای بعد از ظهر رسید.
محمد بشارت ، دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي خاك و پي دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات همدان با مقاله « پايدارسازي ، احياء و مرمت يخچال هاي تاريخي بنا شده در شهرستان گرمسار با انواع ژئوسنتتيك ها جهت استفاده صحيح از منابع آبي » ، محمد حاصلی دانشجوي كارشناسي ارشدجغرافيا و برنامه ريزي روستايي دانشگاه بيرجند با مقاله « معرفي روش آبياري زيرسطحي-كوزه اي در نواحي خشك و كم آب »  و محسن ملکی استاديار دانشگاه آزاد اسلامي واحد اردبيل با مقاله « بررسي نظام سنتي آبياري در مناطق روستايي استان اردبيل » به ارائه مقالات خود پرداختند.
دکتر میرشکرایی و دکتر رفیع فر اساتید این پانل بودند که با اتمام پانل من برای ارائه توضیحات در خصوص قنات مزدآباد میمه به نزد این عزیزان رفتم. با معرفی خودم و نشان دادن پروپوزال قنات آقای دکتر رفیع فر عنوان داشتند بر سر میز ناهار آقای صفی نژاد موضوع را به ایشان گفته اند و آقای دکتر رفیع فر نیز اظهار داشتند آمادگی این را دارند که با همکاری انجمن انسان شناسی ستاد برگزاری همایش را در تهران نیز راه اندازی کنند و به عنوان همکار همه کمکی به همایش میمه داشته باشند.
من از پیشنهاد ایشان استقبال کردم و ایشان نیز با دادن کارت ویزیت خودشان به من ابراز تمایل مجدد کردند و گفتند: مکان در تهران را نیز ما در اختیار شما قرار میدهیم تا بتوانید دبیرخانه همایش را فعال کنید.
در لابی مرکز بین المللی قنات با آقای دکتر فهمی روبرو شدم و وقتی ایشان را تنها و به دور از مراجعه کننده یافتم از فرصت استفاده کرده و با معرفی خودم قصه «حسین کرد » را خواندم و مشکلات قنات میمه را برای ایشان توضیح دادم. ایشان یکی از مهره های کلیدی وزارت نیرو در بحث منابع آبی هستند که با توضیحات من و مشکلات چاه های پر شده ، لایروبی قنات و وجود چاه های عمیق در بالادست قنات مزدآباد راهنمایی های لازم را برای من داشتند. شماره همراه و دفتر خود را نیز به من دادند تا  طرح و پروپوزالی را که درخواست کرده بودند برایشان ارسال کنم.
وقت مثل باد می گذشت و من که در این وادی تشنه یادگیری بودم با کمبود زمان مواجه میشدم.روز اول بعد از افتتاحیه پروفسور سروش سروشیان رییس گروه آب دانشگاه کالیفرنیا به ایراد سخن پرداختند. من که در آن روز یک صندلی با ایشان فاصله داشتم تاکنون نه شناختی داشتم و نه منبعی آنرا به من معرفی کرده بود.
وقتی به سراغ آقای دکتر سمسار رفته بودم تا در خصوص همایش و قنات صحبت کنم ، پروفسور برای خداحافظی به نزد دکتر آمد. از طرز برخورد و خداحافظی ها معلوم بود که آقای سروشیان جایگاه خاصی دارند و در سخنرانی ها نیز جزء سخنرانهای ویژه محسوب میشدند.
من به کسب اطلاعات در خصوص ایشان پرداختم و به محض کسب اطلاع به نزد ایشان رفتم. ابتدا از ایشان سوال کردم در خصوص قنات هم تحقیقاتی انجام داده اند یا نه ؟ که ایشان در جواب من فرمودند : مقداری برای خودم.
وقتی از قنات مزدآباد میمه و محاسنش گفتم، با تعجب گفتند مگر میشود در زیرزمین و در داخل قنات سد داشت؟ گواه ادعایم را تصاویر و نوشته های پروپوزال دانستم. با رغبت تمام اظهار همکاری کردند و نشانی ایمیل خود را به من دادند تا تصاویر و برخی از مطالب را برایشان ارسال کنم. وقتی که به سمت فرودگاه میرفتند در قسمتی از مسیر موضوع همایش را نیز به ایشان گفتم که اظهار داشتند : در صورتی که به موقع هماهنگ شود تا من از نظر ویزا و بلیط به مشکل نخورم در همایش شرکت میکنم.
با شنیدن این جمله و خداحافظی با ایشان از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم. همان موقع به آقای شیبانی زنگ زدم و موضوع صحبتم با پروفسور سروشیان را به ایشان گفتم. در حال صحبت با آقای شیبانی دکتر امامی را دیدم که دوباره بحث بازدید از قنات میمه را مطرح کردند و من نیز قول دادم قبل از عید وقتی ایشان به سمت شیراز روانه هستند هماهنگی های لازم صورت گیرد.
با جداشدن از دکتر امامی و خداحافظی از آقای شیبانی رفتیم برای شام.
بعد از شام نیز برنامه پخش فیلم مستند کاریز بود و کمیته تدوین بیانیه همایش. این برنامه هم تا ساعت 23 ادامه داشت و بعد از اتمام ، به سمت هتل محل اقامت به راه افتادیم.
در پایان این نکته را هم اضافه کنم که گزارش تصویری همایش در پستهای جداگانه و بعد از آماده شدن خدمت شما سروران عزیز تقدیم خواهد شد.
تا روز نوشته روز سوم و روز پایان همایش بین المللی دانش سنتی منابع آب خدانگهدار. وقت به خیر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 23:40  توسط محسن فخریان  | 

صبح روز دوم اسفند ماه ساعت 4 صبح از اصفهان به سمت يزد به راه افتادم . مسير تقريبا يکنواخت بود تا گردنه ملااحمد. رسيدن به اين گردنه همراه بود با برف و سرما و من به ناگاه به ياد گردنه قرقچي خودمان افتادم. در ادامه با گذر از نائين ، وقتي منازل مسکوني مهر نائين را ديدم ، به ياد آقاي شيباني افتادم.قطعا صبح زود ، در آن ساعت آقاي شيباني در خواب ناز به سر ميبردند. تماس با ايشان را به ساعت 6:30 موکول کردم که با ارسال پيامک " خوابيد يا بيدار " خود ايشان به من زنگ زدند و مريد و پير مراد به عرض احوال رسيدند.
 به يزد که رسيدم ، مستقيم به اداره برق منطقه اي يزد و محل برگزاري افتتاحيه رفتم. بعد از پذيرش داخل سالن شدم و به دليل تکميل ظرفيت در رديف دوتا مانده به آخر نشستم.
مراسم افتتاحيه با صحبت هاي آقاي دکتر سمسار يزدي شروع شد که شرح صحبتهاي ايشان به سمع و نظر شما عزيزان رسيد.افتتاحيه از ساعت 8:30 تا 10:30 ادامه يافت و بعد نوبت رسيد به آنتراکت.
اصولا زمانهاي آنتراکت  ساعت مناسبي است براي لابي ها و گپهاي دوستانه.من نيز از اين فرصت استفاده کردم و با آقايان دکتر بهنيا ، دکتر صفي نژاد ، دکتر سعيدآبادي در خصوص قنات مزدآباد صحبتهايي کردم. با آقاي دکتر سعيدآبادي مديرکل يونسکو که صحبت ميکردم به عنوان يک شهروند ميمه اي مراتب تقدير و تشکر مردم ميمه را به ايشان در خصوص حمايتهاي يونسکو در قنات مزدآباد ابلاغ کردم. ايشان از کم و کيف فعاليتهاي صورت گرفته جويا شدند و قول مساعد براي پيگيري کارهاي باقي مانده دادند. کارت ويزيت و شماره همراه خود را نيز دادند تا در صورتي که نياز شد مستقيم با خود ايشان ارتباط برقرار کنم. البته اين نکته را هم تأکيد کردند که در گزارشي فعاليتهاي صورت گرفته را براي ايشان ارسال کنم.
بعد از آنتراکت دکتر صفي نژاد ، دکتر لورانو ، پروفسور سروشيان ، پروفسورآبادآ گايگر و پروفسور پاپلي يزدي در خصوص مقالات خود توضيحاتي دادند و در ادامه مقالات مختلف بر اساس پانلهاي از پيش تعيين شده ، مورد ارائه توسط نويسندگان مقالات قرار گرفت.
دکتر کامران امامي با مقاله " دانش سنتي در مديريت منابع آب به عنوان منبع الهامي جهت ارتقائ خلاقيت " در پانل اول صحبت کرد و نکته جالب توجه اين بود که در خصوص خلاقيت به کار برده شده در قنوات ايران ، به سدهاي قنوات ميمه و وزوان اشاره شد. بعد از پايان ارائه توسط ايشان ، ضمن معرفي خودم ، به رد و بدل تلفن پرداختيم و ايشان را در جريان همايش قنات ميمه قرار دادم و از ايشان قول گرفتم که در اين همايش همراه ما باشند. ايشان نيز در مقابل از من قول گرفتند که به شرط بازديد از قنوات ميمه در همايش حضور پيدا خواهند کرد.
با دکتر بهنيا نيز در آنتراکت بعد از ظهر به گپ و گفت نشستم و از ايشان قول گرفتم که در همايش قنات ميمه حضور داشته باشند. دکتر بهنيا ضمن معرفي چند کتاب به من گفت : 10 روز ديگر عازم آمريکا است و ارديبهشت ماه به ايران برميگردد. دوباره به آمريکا برگشته و مردادماه ، ايران است. ايشان ابراز داشتند آماده هرگونه همکاري با همايش قنات ميمه هستند و حتي حاضر هستند در اجرا و برگزاري همايش نيز کمک کنند.
صحبت با دکتر سمسار يزدي از نزديک حال و هواي خاص خودش را داشت. آقاي مهندس لباف ، قنات مزدآباد را با خاطره خوشي که با عيسي خان گرانمايه پيوند خورده بود به ذهن آورد و از من خواست تا حتما به آقاي گرانمايه بگويم که روز 5 شنبه به يزد آمده و در نشست خبرگان قنات شرکت کند. ايشان تأکيد داشتند در منطقه اصفهان کسي مانند آقاي گرانمايه نداريم.
پانلهاي تخصصي تا ساعت 7 شب ادامه داشت و پس از صرف شام ( البته جاي شما خالي ) نوبت رسيد به نشست شروع به کار باشگاه قنات.
باشگاه قنات در اصل تشکلي مردمي است که ديدگاه هاي متفاوتي را پوشش ميدهد.
در زير توضيحاتي که در پانل تخصصي اين باشگاه داده شد براي اطلاع شما همشهريان عزيز مي آورم :
در ابتداي اين پانل مهندس لباف ضمن ارائه توضيحات مختلف گفت :
در طول دو هزاره‌ گذشته، قنات پهنه‌هاي بيابان را به باغ هاي شکوفايي بدل ساخته و اين امکان را براي مردم فراهم کرده که بتوانند در نامساعدترين شرايط اقليمي رحل اقامت بيفکنند. اما ظهور چاه‌هاي عميق و فناوري پمپ، نابودي بسياري از قنات ها را رقم زد. همچنين مهاجرت روستاييان و کمبود نيروي کار و متلاشي شدن نظام هاي اجتماعي که در پس قنات ها باليده و از آن پشتيباني مي‌کردند به همراه تغييرات اقليمي دست به دست هم داده و بر وخامت وضع قنات ها افزودند.
با اين وجود هنوز در بسياري از نقاط جهان ميراث فني قنات از بين نرفته است و روشهاي سنتي حفر و نگهداري از قنوات به کار گرفته مي‌شوند. پژوهشگراني در حال مطالعه بر روي شيوه‌هاي فني جديد هستند تا از آن طريق بتوان فنون سنتي را ارتقاء بخشيد و بخت بقاي آنها را افزايش داد. اخيراً برخي سازمانهاي بين المللي از قبيل UNU، UNCCD، UNESCO و EC  توجه فزاينده‌اي را به احيا و توسعه‌ي پايدار نظام هاي سنتي قنات معطوف داشته‌اند.
در سراسر جهان پژوهشگران بسياري نيز در مطالعه و توسعه‌ قنوات مشارکت فعالانه‌اي داشته‌اند. به منظور قدرداني و گردآوري اين تلاشهاي ارزشمند ولي پراکنده و همچنين به منظور اشاعه‌ دانش مرتبط به قنات در ديگر نقاط جهان، مرکز بين المللي قنات در صدد ايجاد باشگاه بين المللي قنات مي‌باشد که از دانش و مشاوره‌ پژوهشگران ذي‌ربط برخوردار گردد.
لباف گفت : در اين راستا دبيرخانه‌اي دائمي در مرکز بين المللي قنات ايجاد خواهد گرديد که مسئوليت شبکه‌ي اطلاع رساني و هماهنگي ميان پژوهشگراني که در شناخت فناوري‌هاي سنتي آب و مديريت منابع آب نقش دارند بر عهده داشته باشد.
همچنين اين دبيرخانه بستر ايجاد باشگاه بين المللي قنات خواهد بود كه از طريق جمع آوري فعاليت‌هاي انجام گرفته در زمينه‌ قنات، پيشاپيش فهرست پژوهشگران  را تهيه  و نتايج تحقيقات مرتبط با قنوات را از سراسر جهان گردآوري خواهد كرد. باشگاه قنات،  از طرف ديگر شبکه‌ همکاري ميان مراکز مرتبط با قنوات از قبيل مراکز دولتي،مؤسسات مرتبط با مرمت و نگهداري قناتها، سازمانهاي غير دولتي، دانشگاه‌ها، پژوهشکده‌ها و ... خواهد بود.  همچنين اعضاء از طريق اين باشگاه در جريان همايش‌ها و گردهمايي هاي مرتبط با قنات قرار خواهندگرفت و از طرف ديگر مي‌توانند نتايج فعاليت‌ها و پروژه‌هاي سازمان خود را با ديگران به اشتراك بگذارند.
پژوهشگراني که به صورت افتخاري  عضويت باشگاه بين‌المللي قنات را بپذيرند، رسما گواهي عضويت دريافت خواهند نمود که به امضا و تاييد مرکز بين المللي قنات و يونسکو رسيده است. اعضاء اين باشگاه به عنوان همياران مرکز بين‌المللي قنات در توسعه‌ دانش قنات و افزايش ظرفيت‌هاي موجود خواهند کوشيد
ساعت 11 شب اين جلسه تمام شد و ما به سمت هتل محل اقامت حرکت کرديم.
با حضور در لابي هتل و سوال در خصوص امکان دسترسي به اينترنت ، خبر همايش را براي آقاي شيباني ارسال کردم و تلفني با هم گپي زديم.
دوستان عزیز بر من ببخشایند که گزارش روزانه همایش را با یک روز تاخیر خدمت شما بزرگواران تقدیم میکنم. به راستی برنامه تنظیم شده برای همایش به قدری کامل و وقت گیر است که فقط در فرصت پایانی شب و صد البته به شرط سنگین نشدن پلکها مجال نوشتن دارم. با تقدیم احترام فراوان.
و در پايان ، به قول دوست عزيزم آقاي ايراندوست : تامطلبي ديگر خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 0:29  توسط محسن فخریان  | 

به گزارش خبرنگار اعزامي صبح ميمه ، صبح دوم اسفند ماه اين همايش با محورهاي پايداري سيستم هاي سنتي مديريت منابع آب و چگونگي تطبيق يا تغييرات محلي، تجربيات سنتي در زمينه مشارکت جامعه در مديريت منابع آب و نقش فرهنگ در مديريت منابع آب برگزار شد و آقاي دکتر علي اصغر سمسار يزدي دبير همايش ، آقاي مهندس راعي مديرعامل آب منطقه اي يزد ، آقاي دکتر سعيد آبادي مديرکل کميسيون ملي يونسکو ايران ، مدير دفتر منطقه اي يونسکو در تهران ، فلاح زاده استاندار يزد و آقاي عطارزاده معاونت آب وزارت نيرو به ايراد سخن پرداختند.
بنا بر اين گزارش دکتر علي اصغر سمسار يزدي رئيس مرکز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب ايران در اين همايش گفت: 400 پژوهشگر از 32 کشور جهان از جمله ترکيه، الجزاير، سريلانکا، پاکستان، چين، مصر، فرانسه، هلند، روسيه، ايتاليا، لهستان، آمريکا، اتريش، بلژيک، هند، سوئيس، مجارستان در اين همايش حضور دارند.
آقاي سمسارزاده يزدي افزود: در اين همايش پژوهشگران نتايج آخرين دستاوردهاي خود را در زمينه دانش سنتي مديريت منابع آب و چگونگي الهام گرفتن از آن در رفع چالش ها و بحران هاي فعلي منابع آب ارائه خواهند کرد.
دبير اجرايي اين همايش گفت: از 280 مقاله ارسال شده به دبيرخانه اين همايش،250 مقاله پذيرفته شد که 134 مقاله به صورت شفاهي و 116 مقاله به صورت پوستر در اين همايش ارائه مي شود.
وي افزود : 40 نفر از اعضاي هيات علمي دانشگاهها و متخصصان آب ، داوري مقالات ارسال شده به اين همايش را بر عهده داشتند.
آقاي سمسارزاده يزدي، برگزاري کارگاه آموزشي با عنوان کارگاه آموزشي بين ‌المللي آبخوان‌ هاي فرامرزي و دوره آموزشي بين المللي تاريخ جهاني مديريت آب را از برنامه هاي جانبي اين همايش عنوان کرد و افزود : باشگاه بين‌ المللي قنات نيز شب روز اول همايش در حاشيه اين همايش افتتاح خواهد شد.
وي با بيان اينکه بين همايش بين المللي قنات که در سال 2000 ميلادي در يزد برگزار شد و اين همايش تعدادي از اين افراد خبره و دانشمند كه در زمينه سامانه هاي سنتي استحصال آب خدمات قابل توجهي انجام داده اند از دست رفته اند، گفت: از آن جمله مي توان به استاد "عباسعلي نصيري" از ايران، پروفسور "کوبوري" از ژاپن و پروفسور "مايکل بوناين" از آمريکا اشاره كرد.
وي افزود : اين همايش از سوي مرکز بين‌المللي قنات و سازه‌هاي تاريخي آبي (ICQHS) و با همکاري کميسيون ملي و برنامه بين المللي آب‌شناسي يونسکو، وزارت نيرو، کميته ملي آب‌شناسي کشور و تعداد ديگري از سازمان‌هاي مرتبط از دوم اسفند به مدت سه روز در يزد برگزار مي شود.
به گزارش خبرنگار صبح ميمه از يزد، محمدرضا فلاح‌زاده استاندار ديگر سخنران افتتاحيه اين همايش اظهار داشت: بشر با بحران آب مواجه است و هر دهه که پيش مي‌رويم، اين معضل بيشتر خودنمايي مي‌کند و چون حيات همه موجودات به آب وابسته است، بايد به بحران آب بيشتر توجه شود.
وي افزود: در کشور ما اقدامات بسياري در حوزه آب صورت گرفته اما نيازها رو به رشد است و برنامه‌ريزي بايد به شکلي انجام شود که توازني قابل قبول به وجود آيد.
فلاح‌زاده با تاکيد بر مرور و بررسي نحوه مديريت آب از گذشته تاکنون بيان کرد: هرچند که در گذشته‌ها محدوديت جمعيت وجود داشت و شايد مديريت ويژه‌اي ضروري نبوده است اما زماني‌که جمعيت بشر محدود بود، امکانات دسترسي به آب نيز محدود و انسان‌ها همانند امروز تکنولوژي حفر چاه‌هاي عميق را نداشته‌اند.
وي تاکيد کرد: آب حداقل بايد در چرخه مصرف مديريت شود و از هرگونه اسراف و هدرروي آب جلوگيري شود.
بنا بر اين گزارش ، محمدرضا عطارزاده معاونت آب وزارت نيرو اظهار داشت: گذشتگان ابداعات و ايده‌هاي بسيار علمي و کاربردي در حوزه آب داشته‌اند که لازم است امروز در مورد آنها تحقيقات بيشتري انجام و بر روي اين طرح‌ها تمرکز شود و راه حل‌هايي براي مديريت دانش آينده طرح‌ريزي شود.
وي ادامه داد: هم ايرانيان و هم دانشمندان حوزه آب در جهان بايد دست به دست يکديگر بدهند و دانش و تفکر خود را تبادل کنند و منابع آب را با روش‌هاي مختلف مديريت کنند.
عطارزاده با بيان اينکه در چند قرن گذشته تلاش‌هاي بسياري در حوزه آب صورت گرفته است، عنوان کرد: پس از انقلاب طرح جامعه به هم پيوسته آب در سراسر کشور اجرا شد و با توجه به منابع آبي حوزه‌هاي مختلف، انتقال آب از مناطق آبخيز به مناطق خشک صورت گرفت.از سال 91 اين مدل مديريتي در کل کشور به مرحله اجرا درآيد.
عطارزاده يکي ديگر از اقدامات انجام شده در زمينه مديريت منابع آب را ذخيره‌سازي سيلاب‌ها در مناطق مختلف کشور اعلام کرد و افزود: با ايجاد سدها در مسير سيلاب‌ها، علاوه بر ذخيره سيلاب، از آسيب وارد شدن به شهرها و روستاهاي در مسير سيلاب‌ها نيز جلوگيري شد.
وي سد کارون را از جمله اين سدها برشمرد و يادآور شد: سد کارون بزرگ‌ترين سد دو قوسي جهان است.
معاون وزير نيرو ادامه داد: امسال موفق شديم 12 ميليارد مترمکعب به حجم40 ميليارد مترمکعبي سدهاي کشور اضافه کنيم و بسياري از سدها امسال بهره‌برداري يا آبگيري شد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود خاطرنشان کرد: يکي از وظايف استانداران کمک به مديريت آب است و اين دستور رهبري و وظيفه مجلس نيز هست.
عطارزاده ادامه داد: با وجود خشکسالي‌هاي متوالي، با همکاري و همراهي استانداران توانستيم مشکلات ناشي از اين پديده را تحت کنترل قرار دهيم. وزارت نيرو همچنين طرح‌هاي گسترده‌اي براي کنترل و استفاده بهينه از رودخانه‌ها دارد که در اين زمينه نيز اطلاع‌رساني خواهد شد.
=============
البته گزارش تکمیلی خدمت عزیزان ارسال خواهد شد
محسن فخريان
خبرنگار اعزامي صبح ميمه
دوم اسفندماه . يزد
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 23:3  توسط محسن فخریان  | 

بنا به پيشينه فرهنگي ما ، نگاه هاي متعددي به اين فرضيه وجود دارد که به راستي نگهداري افراد سالمند در يک چهارديواري آيا صحيح است يا خير؟

به نظر من مشکلات جامعه ماشيني امروز باعث ميشود تا به ناچار برخي از افراد اين جامعه از خود رفتارهايي نشان دهند که به نظر بسياري ناخوشايند است. از همين نگاه ميتوان به اين نتيجه رسيد که براي اينکه برخي مجبور ميشوند بهترين عزيزان خود را به خانه سالمندان بسپارند نگاه اطرافيان تغيير مي يابد که صد البته اين نوع برخورد ارتباط مستقيم دارد با سطح فرهنگ و دانش جوامع بشري.

البته اين نکته را هم ميتوان گفت که همين زندگي ماشيني با پيشرفت علم و تکنولوژي امروز ميتواند بهترين امکانات را در اختيار سالمندان قرار دهد. اينکه برخي از سالمندان جامعه ما از مشکلات حرکتي و يا در برخي موارد بيماري هاي روحي رواني رنج ميبرند، فرزندان و نزديکان آنها چاره اي در اين نمي بينند که سالمندان خود را به اين خانه بسپارند.

اگر بخواهيم نگاهي به معناي خانه سالمندان داشته باشيم ، سراي سالمندان ، محلي است براي اسکان سالمنداني که يا جايي براي ادامه زندگي ندارند و يا در وضعيتي هستند که خانواده آنها چاره اي جز سپردن آنان به اين اماکن را ندارند.

پا گذاشتن به دوره سالخوردگی با بروز تغییرات جسمانی متعددی همراه است که توانایی‌ها و قابلیت‌های جسمانی فرد را محدود می‌کند. به همین دلیل محیط زندگی سالمند باید طوری طراحی شود که او با تمام بیماری‌ها، محدودیت‌ها و ناتوانی‌های احتمالی خود بتواند به راحتی در آن زندگی کند.

خبر اينکه ميمه نياز به خانه سالمندان دارد ممکن است با نگرش هاي متعددي همراه باشد.

به نظر حقير براي کساني که در زماني خاص و به دليلي خاص اين امکان را دارند که در فضايي اينچنين به ادامه حيات بپردازند ، اين حق مسلم است که سراي سالمندان تأسيس شود.اقدامي که به يقين براي موسسان آن باقيات صالحات به همراه دارد.

اميد که مردم و شهروندان ميمه، با ديد باز و نگاهي سرشار از اميد به اين موضوع نگاه کنند تا آيندگان تصوير روشني از ما، در ذهنشان داشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 14:54  توسط محسن فخریان  | 

در تاريخ ۱۵/۱۱/۹۰ شرکت فولادمبارکه اصفهان ، ميزبان آقاي محمدي زاده معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان حفاظت محيط‌زيست و مقامات استان بود ، تاآخرين مرحله پروژه اصلاح غبارگيري ناحيه فولاد سازي كارخانه فولاد مباركه اصفهان به بهره برداري برسد.

من که به همراه ديگر همکارانم در روابط عمومي، وظيفه هماهنگي برگزاري نشست خبري اين مراسم را بر عهده داشتم با خبرنگاران رسانه ها در اين جمع حاضر بودم.

با ورود آقاي محمدي زاده و برگزاري اين نشست ، صحبت هاي متعددي در خصوص برنامه تنظيم شده رد و بدل شد . من در ذهن داشتم تا در خصوص اقداماتي که سايپا بايد در حمايت آهوي ايراني انجام ميداد مصاحبه اي با آقاي محمدي زاده داشته باشم و مترصد همين فرصت.

مستحضر باشيد که تفاهمنامه اي به همين دليل بين آقاي محمدي زاده و آقاي پوستين دوز مديرعامل سايپا امضا شده تا در يک دوره 5 ساله از گونه آهوي ايراني حمايت شود. بدم نمي آمد سوالاتي از آقاي محمدي زاده داشته باشم، اما به قول رضا مثقالي در فيلم مارمولک : « حيف که اسلام دست و پاي ما را بسته است» يعنی بهتر بگويم اگر خود به عنوان کارمند روابط عمومي فولادمبارکه ملبس به لباس فولاد نبودم به يقين آقاي معاون رييس جمهور را سوال پيچ ميکردم ، ولي در هيات فولاد بودنم مانع انجام اين مصاحبه شد. به ناچار ترفندي انديشيدم و موضوع را براي خانم احمدي خبرنگار روزنامه دنياي اقتصاد در ميان گذاشتم و از ايشان درخواست کردم تا سوالات مربوط به اين طرح را از آقاي محمدي زاده بپرسند.

ايشان نيز ضمن قبول زحمت ، اين کار را انجام دادند. البته به دليل سخت گيري هايي که محافظ هاي معاون رييس جمهور در هنگام سوالات خبرنگاران به خرج ميدادند ، فرصت کافي و مناسبي براي سوال پيچ کردن رييس سازمان محيط زيست دست نداد.

نکته جالب توجه آنکه ، آقاي محمدي زاده نيز با چند جواب کلي و ساده از جواب دادن به سوالات مطرح شده طفره رفتند.

در زير اين مصاحبه چند ثانيه اي را ميتوانيد بخوانيد:

خبرنگار دنياي اقتصاد: جناب آقاي محمدي زاده ، همانطور که اطلاع داريد منطقه حفاظت شده موته ميمه بزرگترين زيستگاه آهوي ايراني در کشور است. اگر امکان دارد بفرماييد گروه خودرو سازي سايپا در خصوص طرح حمايت از آهوي ايراني چه اقداماتي را انجام داده است؟

محمدي زاده : برخي از طرح هايي را که سازمان حفاظت محيط زيست در دست اجرا دارد ، در اختيار گروه خودرو سازي سايپا قرار گرفته و اين گروه نيز حمايت خود از اين طرح ها را يکي پس از ديگري در دست اقدام دارد. البته اين طرح ها به صورت عمده مربوط مي شود به محيط زيست طبيعي که ايجاد زيست گاه هاي مربوط به حيوانات به خصوص آهو ،‌ انجام طرح هاي مطالعاتي و پژوهشي در مورد آهو ، ساخت بعضي پاسگاه ها  و خريد تجهيزات از جمله مواردي است که در دستور کار سايپا قرار دارد.

خبرنگاه دنياي اقتصاد : چه طرح هايي در حال انجام است ؟

محمدي زاده : عمده طرح ها در حال انجام است.

خبرنگار دنياي اقتصاد : براي مثال چند درصد اين طرح ها انجام شده ؟

محمدي زاده : الان نميتوانم بگويم چند درصد

نکته قابل توجه اين است که آقاي محمدي زاده بعد از جواب سوال آخر سوار خودرو خود شده و مصاحبه را ادامه ندادند!!

****

جالب بود !!!! نه !!!

جا دارد از تلاش آقاي محمدي زاده در راستاي اطلاع رساني دقيق و شفاف ايشان تشکر کرد. البته من به ايشان حق ميدهم . در مواجهه با خبرنگاران بايد محافظه کار بود ولي نه اينکه توضيح واضحات داد.با شنيدن مصاحبه ايشان به ياد برنامه سکانس آخر افتادم.

در پايان بايد اين نکته را اضافه کنم که همين جواب هاي کوتاه و مختصر آقاي رييس ، من را بر آن داشته تا در اين خصوص حتما با آقاي لاهيجان زاده مديرکل محيط زيست استان صحبتي داشته باشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 23:55  توسط محسن فخریان  |